یادداشت ها - ماه مكه، به سوى كعبه مىآيد
نويسنده: مهدى خداميان آرانى
چرا اين كتاب را در دست گرفتهاى؟
با چه انگيزهاى اين كتاب را مطالعه مىكنى؟
هيچ مىدانى من مىخواهم تو را به سفرى دور و دراز ببرم؟
همسفر خوب من ! از تو مىخواهم تا همراه من به آينده بيايى !
آيندهاى كه ديدنش آرزوى همه است.
من تو را به سال ظهور امام زمان عليه السلام مىبرم و براى تو وقايع آن سال را شرح
مىدهم.
آيا آماده هستى؟
آيا مىدانى كه وعده خدا بسيار نزديك است؟
پس برخيز و همراه من به مكه بيا...
امروز، بيستم ذى الحجه است !
من و تو الآن در شهر مكه، كنار كعبه هستيم !
بيست روز ديگر تا ظهور يار، باقى مانده است.
امام زمان عليه السلام، روز دهم محرم، در كنار كعبه، ظهور مىكند.
نگاه كن ببين كه كعبه چقدر زيبا، جلوه نمايى مىكند !
آيا موافقى با هم طوافى گرد كعبه بنماييم.
خانه خدا و اين قدر خلوتى !
به راستى چرا مسجد الحرام اين قدر خلوت است؟ !
هميشه شنيده بودم كه خانه خدا بسيار شلوغ است و هيچ وقت دور خانه، خلوت
نمىشود.
چرا امروز اينجا اين قدر خلوت است؟
آيا عشق و علاقه مردم به خانه خدا كم شده است؟
اين شهر كه حرم أمن خداوند است، توسط لشگريان «سُفيانى» محاصره شده و به خاطر
همين است كه شهر مكه اين قدر خلوت است.
دوست من !
آيا «سُفيانى» را مىشناسى؟
آيا مىخواهى كمى درباره او برايت سخن بگويم؟
«سفيانى» يكى از دشمنان امام زمان عليه السلام است و قيام او از علامتهاى ظهور
معرفى شده است.
او حدود پنج ماه قبل، در سوريه دست به كودتاى نظامى زد و حكومت اين كشور را به
دست گرفت، سپس به عراق حمله كرده و شهر كوفه را به تصرّف خود درآورد ودر اين
شهر جنايات زيادى انجام داد و تعداد زيادى از شيعيان اين شهر را قتل عام كرد.
سفيانى، لشگرى را به سوى مدينه فرستاد و لشگر او توانست اين شهر را هم تصرّف
كند.
اكنون، سفيانى در انديشه تصرّف شهر مكه است، چرا كه شنيده است امام زمان در شهر
مكه ظهور خواهد كرد.
او دستور داده است تا تعدادى از سربازانش به سمت مكه بيايند و اين شهر را محاصره
كنند.
دوست من، يك سؤال ذهن مرا به خود مشغول كرده است:
امام زمان عليه السلام و ياران او چگونه اين حلقه محاصره را خواهند شكست؟
همه راههاى ورودى شهر مكه تحت كنترل لشگر سفيانى است...
دوست من، آماده شو !
ما بايد به بيرون شهر برويم، همانجايى كه قرار است جوانى ماهرو وارد شهر شود.
آنجا را نگاه كن !
آيا آن جوان سى ساله را مىبينى كه به شكل و شمايل يك چوپان است؟
او در دست خود يك چوبدستى دارد و آرام آرام از ميان لشگريان سفيانى عبور
مىكند.
خيلى عجيب است !
لشگر سفيانى كه نمىگذارند هيچكس وارد شهر مكه شود، چرا مانع ورود اين جوان
نمىشوند؟
نمىدانم او را شناختى يا نه؟
جان تمام عالميان فداى او باد!
اين جوان، همان مولاى من و توست كه به امر خدا به شكل يك چوپان، وارد شهر مكه
مىشود.
او از راه دورى آمده است.
او از يمن به مدينه رفته و مدتى هم در آن شهر منزل كرده است.
ولى با حمله لشگريان سفيانى به مدينه، از آنجا خارج شده و امروز به مكه رسيده
است.
آيا مىدانى آن عبايى كه بر دوش امام زمان عليه السلام است، عباى پيامبر مىباشد.
عمامه زرد رنگى را كه بر سر دارد، مىبينى، همان عمامه رسول خداست.
صورت نورانيش چون ماه عالمتاب مىدرخشد.
به گونه راستش نگاه كن !
آن خال زيباى هاشمىاش را ببين كه چون ستارهاى مىدرخشد.
اين جوان، فرزند پيامبر است و مىآيد تا دين جد خويش را زنده كند...
امام زمان عليه السلام وارد شهر مكه مىشود، ودر اطراف كوههاى اين شهر منزل
مىكند.
به هر حال، شهر مكه، شهر خدا و كعبه، محور خداپرستى است و چون هدف امام،
ريشهكن كردن كفر است، براى همين، حركت خود را از مكه شروع مىكند.
هنوز تا زمان ظهور، فرصت باقى است، پس چرا امام زودتر از موعد مقرّر، خود را به
مكه رسانده است؟
امام زمان عليه السلام براى انجام كارهاى مقدماتى، زودتر از وقت ظهور، به شهر مكه
آمده است و مىخواهد براى ظهور خود، زمينه سازى كند.
تعداد بازديد: 97

