عکس روز

کتاب راز شکرگزاری

کتاب راز شکرگزاری

ورود به سایت

نام کاربری:
کلمه عبور:

عضویت در وب سایت

یادداشت ها - ماه مكه، به سوى كعبه مى‏آيد

قسمتى از كتاب «داستان ظهور» - فصل 1

 ماه مكه، به سوى كعبه مى‏آيد
نويسنده: مهدى خداميان آرانى

چرا اين كتاب را در دست گرفته‏اى؟
با چه انگيزه‏اى اين كتاب را مطالعه مى‏كنى؟
هيچ مى‏دانى من مى‏خواهم تو را به سفرى دور و دراز ببرم؟
همسفر خوب من ! از تو مى‏خواهم تا همراه من به آينده بيايى !
آينده‏اى كه ديدنش آرزوى همه است.
من تو را به سال ظهور امام زمان عليه السلام مى‏برم و براى تو وقايع آن سال را شرح
مى‏دهم.
آيا آماده هستى؟
آيا مى‏دانى كه وعده خدا بسيار نزديك است؟
پس برخيز و همراه من به مكه بيا...
امروز، بيستم ذى الحجه است !
من و تو الآن در شهر مكه، كنار كعبه هستيم !
بيست روز ديگر تا ظهور يار، باقى مانده است.
امام زمان عليه السلام، روز دهم محرم، در كنار كعبه، ظهور مى‏كند.
نگاه كن ببين كه كعبه چقدر زيبا، جلوه نمايى مى‏كند !
آيا موافقى با هم طوافى گرد كعبه بنماييم.
خانه خدا و اين قدر خلوتى !
به راستى چرا مسجد الحرام اين قدر خلوت است؟ !
هميشه شنيده بودم كه خانه خدا بسيار شلوغ است و هيچ وقت دور خانه، خلوت
نمى‏شود.
چرا امروز اينجا اين قدر خلوت است؟
آيا عشق و علاقه مردم به خانه خدا كم شده است؟
اين شهر كه حرم أمن خداوند است، توسط لشگريان «سُفيانى» محاصره شده و به خاطر
همين است كه شهر مكه اين قدر خلوت است.
دوست من !
آيا «سُفيانى» را مى‏شناسى؟
آيا مى‏خواهى كمى درباره او برايت سخن بگويم؟
«سفيانى» يكى از دشمنان امام زمان عليه السلام است و قيام او از علامت‏هاى ظهور
معرفى شده است.
او حدود پنج ماه قبل، در سوريه دست به كودتاى نظامى زد و حكومت اين كشور را به
دست گرفت، سپس به عراق حمله كرده و شهر كوفه را به تصرّف خود درآورد ودر اين
شهر جنايات زيادى انجام داد و تعداد زيادى از شيعيان اين شهر را قتل عام كرد.
سفيانى، لشگرى را به سوى مدينه فرستاد و لشگر او توانست اين شهر را هم تصرّف
كند.
اكنون، سفيانى در انديشه تصرّف شهر مكه است، چرا كه شنيده است امام زمان در شهر
مكه ظهور خواهد كرد.
او دستور داده است تا تعدادى از سربازانش به سمت مكه بيايند و اين شهر را محاصره
كنند.
دوست من، يك سؤال ذهن مرا به خود مشغول كرده است:
امام زمان عليه السلام و ياران او چگونه اين حلقه محاصره را خواهند شكست؟
همه راههاى ورودى شهر مكه تحت كنترل لشگر سفيانى است...
دوست من، آماده شو !
ما بايد به بيرون شهر برويم، همان‏جايى كه قرار است جوانى ماه‏رو وارد شهر شود.
آنجا را نگاه كن !
آيا آن جوان سى ساله را مى‏بينى كه به شكل و شمايل يك چوپان است؟
او در دست خود يك چوب‏دستى دارد و آرام آرام از ميان لشگريان سفيانى عبور
مى‏كند.
خيلى عجيب است !
لشگر سفيانى كه نمى‏گذارند هيچ‏كس وارد شهر مكه شود، چرا مانع ورود اين جوان
نمى‏شوند؟
نمى‏دانم او را شناختى يا نه؟
جان تمام عالميان فداى او باد!
اين جوان، همان مولاى من و توست كه به امر خدا به شكل يك چوپان، وارد شهر مكه
مى‏شود.
او از راه دورى آمده است.
او از يمن به مدينه رفته و مدتى هم در آن شهر منزل كرده است.
ولى با حمله لشگريان سفيانى به مدينه، از آنجا خارج شده و امروز به مكه رسيده
است.
آيا مى‏دانى آن عبايى كه بر دوش امام زمان عليه السلام است، عباى پيامبر مى‏باشد.
عمامه زرد رنگى را كه بر سر دارد، مى‏بينى، همان عمامه رسول خداست.
صورت نورانيش چون ماه عالم‏تاب مى‏درخشد.
به گونه راستش نگاه كن !
آن خال زيباى هاشمى‏اش را ببين كه چون ستاره‏اى مى‏درخشد.
اين جوان، فرزند پيامبر است و مى‏آيد تا دين جد خويش را زنده كند...
امام زمان عليه السلام وارد شهر مكه مى‏شود، ودر اطراف كوه‏هاى اين شهر منزل
مى‏كند.
به هر حال، شهر مكه، شهر خدا و كعبه، محور خداپرستى است و چون هدف امام،
ريشه‏كن كردن كفر است، براى همين، حركت خود را از مكه شروع مى‏كند.
هنوز تا زمان ظهور، فرصت باقى است، پس چرا امام زودتر از موعد مقرّر، خود را به
مكه رسانده است؟
امام زمان عليه السلام براى انجام كارهاى مقدماتى، زودتر از وقت ظهور، به شهر مكه
آمده است و مى‏خواهد براى ظهور خود، زمينه سازى كند.


تعداد بازديد: 97