یادداشت ها - لباس ضد آتش و عصاى شگفت انگيز
نويسنده: مهدى خداميان آرانى
اكنون همه چيز براى يارى امام زمان عليه السلام آماده است و همه سربازان و ياران
آن حضرت در مكه جمع شدهاند.
ايشان نيز، لباس رزم بر تن كرده، آماده حركت به سوى مدينه شده است.
آيا مىدانى كه لباس رزم امام، همان پيراهن حضرت يوسف عليه السلام است؟
اما چرا حضرت، اين لباس را به تن كرده است؟
شايد برايت جالب باشد بدانى كه اين لباس، يك لباس معمولى نيست، بلكه يك لباس
ضد آتش است.
تعجّب نكن، بگذار تاريخ اين لباس را برايت بگويم.
پيراهن يوسف عليه السلام، در اصل از حضرت ابراهيم عليه السلام بود.
هنگامى كه نمرود مىخواست حضرت ابراهيم عليه السلام را به جرم خداپرستى در
آتش اندازد، جبرئيل به زمين آمد تا بزرگ پرچمدار توحيد را يارى كند.
او براى حضرت ابراهيم عليه السلام، يك لباس بهشتى آورد.
و البته اين لباس، يك لباس ضد آتش بود !
و به خاطر همين پيراهن بود كه حضرت ابراهيم در آتش نسوخت.
پس از حضرت ابراهيم عليه السلام، اين پيراهن به فرزندان او به ارث رسيد تا اينكه به
حضرت يوسف عليه السلام رسيد.
و اين پيراهن نسل به نسل گشت تا به حضرت محمد، به ارث رسيد و بعد از او، به ائمه
اطهار يكى بعد از ديگرى رسيد.
و اكنون روشن شد كه چرا خداوند اين پيراهن را براى امام زمان عليه السلام ما نگه
داشته است؟
دوست من، مگر نه اين است كه آتش نمرود، بزرگترين آتش آن روزگار بود؟
يك بيابان آتش كه شعلههاى آن به آسمان مىرسيد !
نمرود با امكاناتى كه در اختيار داشت آتشى به آن بزرگى ايجاد كرد و حضرت ابراهيم
عليه السلام را در ميان آن آتش انداخت، اما خدا، پيامبر خود را با آن پيراهن يارى
كرد.
اكنون خدا، اين پيراهن مخصوص را هم، به خدمت مولايمان درآورده است.
حضرت آماده حركت شده است، من دقت مىكنم تا ببينم كه امام، با چه اسلحهاى
مىخواهد به جنگ دشمنان برود.
به دست او نگاه مىكنم و به دنبال يك اسلحه مىگردم.
اما به جاى اسلحه يك چوبدستى مىبينم.
با خود مىگويم كه چرا فرمانده لشگر بزرگ حق، اين چوب را با خود برداشته است؟
آخر ما مىخواهيم به جنگ توپ و تانك و موشك برويم، جنگ تن به تن كه نيست،
هر چه فكر مىكنم جوابى براى خود نمىيابم.
براى همين از يكى از ياران امام سؤال كردم كه چرا حضرت به جاى اسلحه اين
چوبدستى را با خود برداشته است؟
او به من گفت كه اين چوب كه در دست امام قرار دارد همان عصاى حضرت موسى
عليه السلام است .
با اين كه چوب اين عصا هزاران سال پيش، از درخت بريده شده است، اما هنوز تر و
تازه مىباشد، مثل اينكه همين الآن آن را، از درخت قطع كردهاى.
در زمان حضرت موسى عليه السلام، بشر در سحر و جادو پيشرفت زيادى كرده بود و
به قول معروف تكنولوژى روز بشر، جادو بود اما وقتى حضرت موسى عليه السلام
عصاى خود را به زمين زد، ناگهان آن عصا تبديل به اژدهايى شد و همه آن سحر و
جادوها را در يك چشم به هم زدن بلعيد.
امروز هم بشر هر چه پيشرفت كرده و هر تكنولوژى جديدى داشته باشد، بايد بداند كه
امام زمان عليه السلام با همين عصا، با تمام آنها مقابله مىكند !
اين عصا، يك عصاى شگفتانگيز است كه هر دستورى را كه امام به آن عصا بدهد،
انجام مىدهد.
تازه حالا فهميدهام كه اين چوب، يك عصاى سخنگو هم هست و با امام سخن
مىگويد!
آرى، آنچه كه بشر به دست خود ساخته است توسط اين عصا بلعيده مىشود، تانك
باشد يا هواپيما يا موشك، چه فرق مىكند، كافى است امام به عصا امر كند و او اطاعت
مىكند !
اگر بلعيدن يك بيابان سحر و جادو توسط عصاى موسى را به حكم قرآن قبول كردى،
پس برايت عجيب نيست كه اين عصا بتواند هواپيما و موشك را هم ببلعد.
به من اجازه بده كه در اينجا سؤالى را مطرح كنم.
آيا مىدانى وقتى حضرت، اين عصا را بر زمين بزند، آن عصا تبديل به چه چيزى
مىشود؟
من نمىدانم از چه لفظى استفاده كنم؟
آيا بگويم تبديل به اژدهايى بزرگ مىشود، مىترسم بگويى كه آقاى نويسنده چه
حرفها مىزنى؟
واقعا نمىدانم چه بگويم؟
اما هيچ چيز بهتر از اين نيست كه سخن امام باقر عليه السلام را برايت بگويم.
تو كه ديگر سخن آن حضرت را قبول دارى كه فرمود:
چون قائم ما، عصاى خود را به زمين بزند، آن عصا، شكاف بر مىدارد، شكافى به
اندازه فاصله زمين تا آسمان !
و آن عصا، هر چه را كه مقابلش باشد، مىبلعد.
به راستى كه خداوند چه برنامههاى جالبى دارد و با عصاى حضرت موسى عليه
السلام، آخرين ولىّ خود را يارى مىكند.
تعداد بازديد: 45

