یادداشت ها - خانمى كه كارگزار خدا بود

نويسنده: مهدى خداميان
پيامبر در مسجد نشسته است و يارانش گرد او جمع شدهاند.
و مردى وارد مسجد مى شود و نزد پيامبر مى آيد، سلام مى كند و مى نشيند.
در اين هنگام، اين سوال مطرح مى شود كه بهترين زن دنيا كيست؟
در اينجا آن مرد رو به رسول خدا مى كند و مى گويد
اى رسول خدا!
من همسرى دارم كه هرگاه به خانه بر مى گردم او به استقبال من مى آيد.
و چون مى خواهم از خانه بيرون بروم تا پشت در مرا بدرقه مى كند.
و هر گاه مرا غمگين ببيند با من اين چنين سخن مى گويد
چرا غم به دل تو آمده است؟ اگر غصه روزى مى خورى بدان كه خدا روزى رسان ما مى باشد و اگر غم تو به خاطر قبر و قيامت توست، خدا كندكه اين غم تو زيادتر شود!
سخن اين مرد به پايان مى رسد.
همه متعجّب هستند كه خدا چه نعمتى به اين مرد داده است، نعمت همسرى به اين خوبى !
همه نگاهها متوجّه رسول خدا مى شود تا ببينند او در مورد اين زن چه مى گويد؟
گوش كن !
پيامبر مى فرمايد
همانا خدا در روى زمين كارگزارانى دارد و اين زن يكى از آنهاست و خداوند براى او نيمى از ثواب شهيدان را قرار مى دهد.
آيا موافقى با هم كارهاى آن زن را مرور كنيم؟
الف. استقبال از شوهر و بدرقه كردن او
ب. همدردى كردن در غم و غصه همسر.
به راستى اگر همه زنان جامعه ما آن زن را الگوى خود قرار مى دادند، زندگىها چقدر شيرين مى شد.
تعداد بازديد: 50

