یادداشت ها - سلام بر علامت سؤلهاى بزرگ !

نگاهى به بليط كردم، ما بايد به واگن شماره دوازده مىرفتيم.
مأمور واگن، بليط ما را كنترل كرد و به ما گفت كه به كوپه شماره هفت برويم.
سوار قطار شده و به كوپه خودمان رفتيم، چمدانها را بالاى كوپه جا داده و نشستيم.
روى ميز، فلاكس آب جوش و چهار فنجان بود، يك چايى داغ مىتوانست خستگى ما را بر طرف كند.
تا همسرم يك فنجان چاى براى من آماده كرد، صداى سوت قطار به گوش رسيد و قطار حركت كرد.
من نگاهى به ساعتم انداختم، دقيقا سر ساعت هشت بعد از ظهر بود، عليرضا كه كنار پنجره ايستاده بود و بيرون را نگاه مىكرد، مرا
صدا زد و گفت: «بابا! نگاه كن! چند نفر از قطار جا ماندهاند».
به بيرون نگاه كردم، چند نفر داشتند دنبال قطار مىدويدند، اما درِ واگنها بسته شده بود، آنها فقط چند دقيقه دير كرده بودند.
من رو به عليرضا كردم و گفتم: «عزيزم! زندگى هم مثل اين قطار است، اگر كمى دير كنى، از قطار موفقيت جا مىمانى».
بعد از نوشيدن چاى، كتاب «زيارات قبور، بين حقيقت و خرافات» را در دست گرفتم و مشغول مطالعه شدم.
نويسنده در اين كتاب چنين نوشته بود:
پس از آنكه مسلمانان با يهوديان و بودائيان تماس گرفتند و در مرز و بوم آنان، قبرهاى پادشاهان و قبر كورش و داريوش را ديدند، مسأله
زيارت به ميان آمد.
در زمان عباسيان، ساختمان مقبرهها بر گور مردگان آغاز شد و قافله زوّار از راست و چپ براى زيارت قبورِ پارهاى از صالحان و اولياء سفر
نمودند.
هر روز گنبدى گلى و اخيرا گنبد طلايى از هر گوشهاى بر آسمان بلند شد.
افرادى كه حديث براى مردم مىگفتند از شرق و غرب براى ساختن حديث سر برآوردند و كتابهاى حديث را از وعدههاى گزاف و خلاف
پر كردند تا جايى كه گاه زيارت يك قبر با چند حج و اخيرا با صد هزار حج برابر گرديد.
مثلاً در احاديث زيارت آوردهاند كه حضرت رضا عليه السلام فرموده است: «اَبْلِغْ شيعَتى أنَّ زيارتى تَعْدِلُ اَلْفَ حِجّةٍ: به شيعيان ما اين سخن
را برسانيد كه ثواب زيارت من، نزد خدا برتر از هزار حج است».
جعل و درست كردن اين احاديث به منظور ضعيف كردن بنيان شريعت و مسخره كردن قرآن بوده است.
تمام اين ثوابها كه براى تشويق از طرف علماى شيعه در كتابهاى حديث ذكر شده است از طرف دروغگويان و افراد بىدين و مُفسِد و
دشمنان دنيا و آخرت مسلمانان، جعل و وضع شده است.
من حرفهاى تازهاى در اين كتاب مىخواندم و اين سؤلها را از خود مىپرسيدم:
آيا به راستى، همه حديثهايى كه در مورد زيارت امام رضا عليه السلام به ما رسيده است دروغ است؟
آيا عدّهاى بى دين و مفسد براى اينكه دين خدا و قرآن را از بين ببرند در مورد زيارت امام رضا عليه السلام حديث ساختهاند؟
آيا همه كسانى كه ما را تشويق به زيارت امامان معصوم كردهاند دشمنان ما بودهاند؟
آخر چرا بايد نويسندهاى كه خود را اهل فكر و انديشه مىداند اين چنين بنويسد؟
چرا كسانى كه مردم را به زيارت امام رضا عليه السلام تشويق كردهاند بى دين و مفسد معرفى شدهاند؟
آيا دعوت كردن مردم به سوى نور و معنويّت، گناه است؟
وقتى اين كتاب به دست يك جوان شيعه برسد و اين مطالب را بخواند چه نتيجهاى خواهد گرفت؟
با صداى فرزندم به خود آمدم: «بابا! چرا گريه مىكنى؟ مگر در اين كتاب چه نوشته شده است؟».
اشك چشم خود را پاك كردم و پسرم را در آغوش گرفته و او را بوسيدم.
من با خود فكر مىكردم كه دير يا زود اين كتاب به دست فرزند من هم خواهد رسيد، آرى، دشمن براى يغما بردن اعتقادات شيعه،
با مهارت برنامهريزى كرده است.
تعداد بازديد: 104

