عکس روز

کتاب  حقیقت دوازدهم

کتاب حقیقت دوازدهم

ورود به سایت

نام کاربری:
کلمه عبور:

عضویت در وب سایت

یادداشت ها - سلام بر علامت سؤل‏هاى بزرگ !

قسمتی از کتاب لذت دیدار ماه - نویسنده مهدی خدامیان - فصل 2

سلام بر علامت سؤل‏هاى بزرگ !

نگاهى به بليط كردم، ما بايد به واگن شماره دوازده مى‏رفتيم.
مأمور واگن، بليط ما را كنترل كرد و به ما گفت كه به كوپه شماره هفت برويم.
سوار قطار شده و به كوپه خودمان رفتيم، چمدان‏ها را بالاى كوپه جا داده و نشستيم.
روى ميز، فلاكس آب جوش و چهار فنجان بود، يك چايى داغ مى‏توانست خستگى ما را بر طرف كند.
تا همسرم يك فنجان چاى براى من آماده كرد، صداى سوت قطار به گوش رسيد و قطار حركت كرد.
من نگاهى به ساعتم انداختم، دقيقا سر ساعت هشت بعد از ظهر بود، عليرضا كه كنار پنجره ايستاده بود و بيرون را نگاه مى‏كرد، مرا
صدا زد و گفت: «بابا! نگاه كن! چند نفر از قطار جا مانده‏اند».
به بيرون نگاه كردم، چند نفر داشتند دنبال قطار مى‏دويدند، اما درِ واگن‏ها بسته شده بود، آنها فقط چند دقيقه دير كرده بودند.
من رو به عليرضا كردم و گفتم: «عزيزم! زندگى هم مثل اين قطار است، اگر كمى دير كنى، از قطار موفقيت جا مى‏مانى».
بعد از نوشيدن چاى، كتاب «زيارات قبور، بين حقيقت و خرافات» را در دست گرفتم و مشغول مطالعه شدم.
نويسنده در اين كتاب چنين نوشته بود:
پس از آنكه مسلمانان با يهوديان و بودائيان تماس گرفتند و در مرز و بوم آنان، قبرهاى پادشاهان و قبر كورش و داريوش را ديدند، مسأله
زيارت به ميان آمد.
در زمان عباسيان، ساختمان مقبره‏ها بر گور مردگان آغاز شد و قافله زوّار از راست و چپ براى زيارت قبورِ پاره‏اى از صالحان و اولياء سفر
نمودند.
هر روز گنبدى گلى و اخيرا گنبد طلايى از هر گوشه‏اى بر آسمان بلند شد.
افرادى كه حديث براى مردم مى‏گفتند از شرق و غرب براى ساختن حديث سر برآوردند و كتاب‏هاى حديث را از وعده‏هاى گزاف و خلاف
پر كردند تا جايى كه گاه زيارت يك قبر با چند حج و اخيرا با صد هزار حج برابر گرديد.
مثلاً در احاديث زيارت آورده‏اند كه حضرت رضا عليه السلام فرموده است: «اَبْلِغْ شيعَتى أنَّ زيارتى تَعْدِلُ اَلْفَ حِجّةٍ: به شيعيان ما اين سخن
را برسانيد كه ثواب زيارت من، نزد خدا برتر از هزار حج است».
جعل و درست كردن اين احاديث به منظور ضعيف كردن بنيان شريعت و مسخره كردن قرآن بوده است.
تمام اين ثواب‏ها كه براى تشويق از طرف علماى شيعه در كتاب‏هاى حديث ذكر شده است از طرف دروغگويان و افراد بى‏دين و مُفسِد و
دشمنان دنيا و آخرت مسلمانان، جعل و وضع شده است.
من حرف‏هاى تازه‏اى در اين كتاب مى‏خواندم و اين سؤل‏ها را از خود مى‏پرسيدم:
آيا به راستى، همه حديث‏هايى كه در مورد زيارت امام رضا عليه السلام به ما رسيده است دروغ است؟
آيا عدّه‏اى بى دين و مفسد براى اينكه دين خدا و قرآن را از بين ببرند در مورد زيارت امام رضا عليه السلام حديث ساخته‏اند؟

آيا همه كسانى كه ما را تشويق به زيارت امامان معصوم كرده‏اند دشمنان ما بوده‏اند؟
آخر چرا بايد نويسنده‏اى كه خود را اهل فكر و انديشه مى‏داند اين چنين بنويسد؟
چرا كسانى كه مردم را به زيارت امام رضا عليه السلام تشويق كرده‏اند بى دين و مفسد معرفى شده‏اند؟
آيا دعوت كردن مردم به سوى نور و معنويّت، گناه است؟
وقتى اين كتاب به دست يك جوان شيعه برسد و اين مطالب را بخواند چه نتيجه‏اى خواهد گرفت؟
با صداى فرزندم به خود آمدم: «بابا! چرا گريه مى‏كنى؟ مگر در اين كتاب چه نوشته شده است؟».
اشك چشم خود را پاك كردم و پسرم را در آغوش گرفته و او را بوسيدم.
من با خود فكر مى‏كردم كه دير يا زود اين كتاب به دست فرزند من هم خواهد رسيد، آرى، دشمن براى يغما بردن اعتقادات شيعه،
با مهارت برنامه‏ريزى كرده است.

تعداد بازديد: 104