یادداشت ها - آخرين قطره اشك
به من خبر دادند كه هر چه زودتر خود را به بالين حاج حسين برسانم
زيرا او لحظههاى آخر عمر خود را سپرى مىكند.
حاج حسين يكى از دوستان خوب من بود، فردى مؤمن و معتقد كه
همواره تلاش مىكرد به فقرا كمك نموده و مشكلى از جامعه خود
بر طرفة سازد.
من هر چه سريعتر خود را به بيمارستانى كه حاج حسين در آن بسترى
بود رساندم.
همه فرزندان او در آنجا حاضر بودند و آرام آرام اشك مىريختند زيرا
ديگر هيچ اميدى به زنده ماندن او نداشتند.
آنها آخرين توشههاى خود را از زندگى پدر مهربان خويش بر مىچيدند،
آنها باور نمىكردند به اين زودى پدر خويش را از دست بدهند.
آرى، پدر و مادر نعمتهايى هستند كه تا زمانى كه در ميان ما مىباشند،
قدر آنها را نمىدانيم اما وقتى كه آنها را از دست داديم، مىفهميم كه
ارزشمندترين سرمايه زندگى خود را از دست دادهايم.
به هر حال، حاج حسين، در حال جان دادن بود و همه گريه مىكردند.
در اين ميان، حواس من به چيز ديگرى بود، من به چشمهاى حاج حسين
نگاه مىكردم و دنبال چيزى مىگشتم.
آيا شما مىتوانيد حدس بزنيد كه من در اين ميان دنبال چه بودم؟
من به دنبال يك قطره اشك بودم، قطره اشكى كه از گوشه چشم حاج
حسين جارى شود.
و بالاخره آن قطره را يافتم، زيباترين قطره اشكى كه تا به حال ديده بودم.
به نظر شما آيا اين اشكِ غم و غصه است؟
آيا حاج حسين ما ناراحت است كه اشك مىريزد؟
شايد بگويى گريه او براى اين است كه ديگر فهميده است بايد از همه
دوستان و آشنايان خود جدا شود و تنهاى تنها به سفر قبر و قيامت برود.
اما اين طور نيست، اين اشك، اشكِ غم نيست !
اين اشكِ شادى و سرور است، اين شادمانى است كه به صورت اين قطره
اشك جلوه كرده است.
و حتماً از سخن من سخت تعجب مىكنى !
آخر در اين لحظه جان دادن، چه چيز دوست داشتنى پيش آمده است كه
انسان به خاطر آن شادمان شود تا آنجا كه اشك شوق بريزد؟
شما تا به حال هر چه در مورد مرگ شنيدهايد اين بوده است كه
سختترين لحظهها براى انسان، موقعى است كه انسان مىخواهد جان
بدهد و از اين دنيا به سوى آخرت سفر كند و براى همين مىگويى: آقاى
نويسنده، حتماً اشتباه كردى، آن گريه دوست تو، گريه غم و اندوه بوده
است.
حالا كه اين طور شد من حديثى را برايت نقل مىكنم:
يكى از ياران امام صادق، از آن حضرت در مورد گريه مؤمن در موقع
جان دادن، سؤال نمود.
سؤال او اين بود: به راستى چرا مؤمن هنگام مرگ، اشك مىريزد؟
امام صادق در جواب او فرمود:
آن لحظهاى كه مؤمن، نگاه مىكند و مىبيند كه رسول خدا، به بالين او آمده است،
اشك شوق مىريزد !
بعد امام صادق فرمود:
آرى، انسان هنگامى كه عزيز خود را (كه به او خيلى علاقه دارد) مىبيند، اشك
شوق مىريزد.
خواننده محترم !
دوست من، حاج حسين، يك عمر به رسول خدا و اهل بيتعشق
مىورزيد و زندگى خود را وقف خدمت به اين خاندان كرده بود، اكنون كه
همه از او دل بريدهاند، اكنون كه ديگر هيچ كس، نمىتواند براى او كارى
بكند، ناگهان چشم خود را باز مىكند و رسول خدا را در كنار خود مىبيند،
پس حق دارد كه اشك شوق بريزد !
جانم به فداى آن چهارده نور پاك كه دوستان خود را در سختترين
لحظهها فراموش نمىكنند.
تعداد بازديد: 57

