عکس روز

کتاب نوای کاروان

کتاب نوای کاروان

ورود به سایت

نام کاربری:
کلمه عبور:

عضویت در وب سایت

یادداشت ها - دعايى براى لحظه آخر

قسمتی از کتاب در آغوش خدا - نوسنده مهدی خدامیان - فصل 13

دعايى براى لحظه آخر
به پيامبر خبر دادند كه يكى از ياران شما، آخرين لحظه‏هاى عمر خود را
سپرى مى‏كند.
آن حضرت با شنيدن اين خبر از جا بلند شد و همراه با گروهى از ياران
خود به سوى خانه او حركت كرد.
پيامبر وارد خانه شدند و در كنار بستر او قرار گرفتند اما او در حالتى بود
كه متوجّه حضور آن حضرت نشد زيرا لحظه‏هاى جان دادن را به سختى
سپرى مى‏كرد.
پيامبر با ديدن اين منظره، ناراحت شده و رو به عزرائيل كرد و فرمود:
اى عزرائيل، فرصتى به اين مرد بده تا با او سخن بگويم.
و تو خود مى‏دانى كه پيامبر مى‏تواند عزرائيل را ببيند و با او سخن بگويد
و سخن آن حضرت هم مورد قبول عزرائيل واقع مى‏شود چرا كه همه
فرشتگان مأمورند تا به دستورات پيامبر گوش فرا دهند.
بعد از اين كه سخن پيامبر با عزرائيل تمام شد همه ديدند كه كم كم حال
آن مرد بهتر و بهتر شد تااينكه به شرايط عادى بازگشت.
آن مرد چشم خود را باز كرد و ديد كه وجود مقدس پيامبردر كنار او
نشسته است، پس خدمت آن حضرت سلام كرد.
پيامبر در حالى كه لبخندى دلنشين به لب داشت به او فرمود:
چه خبر؟ در آن حالت چه مى‏ديدى؟
آن مرد گفت:
اى رسول خدا !
صحنه عجيبى بود، در آن حال، تاريكى و سياهى را مى‏ديدم كه به سوى من مى‏آمد.
آن مرد در زندگى خود گناهانى انجام داده بود كه در لحظه مرگ به شكل
سياهى در مقابلش ظاهر شده و او را غرق ترس و وحشت كرده بودند.
پيامبر كه جواب آن مرد را شنيد رو به او كرد و فرمود:
اين دعايى را كه من مى‏گويم بخوان:
الّلهُمّ اغْفِرْ لي الْكَثيرَ مِنْ مَعاصيكَ وَاقْبَلْ مِنّي الْيَسيرَ مِنْ طاعَتِكَ !
بار خدايا !
گناهان زياد مرا ببخشاى و اعمال نيك مرا كه بسيار كم است قبول نما.
آن مرد اين دعا را زير لب زمزمه كرد و دوباره بى هوش شد.
پيامبر لحظاتى صبر كرد تا اينكه آن مرد به هوش آمد، آن موقع از او سؤال

كرد كه در آن حالت بى‏هوشى، چه منظره‏اى را ديدى؟
آن مرد گفت:
اى رسول خدا، ديدم كه نورسفيدى به سوى من مى‏آمد.
اينجا بود كه پيامبر خيلى خوشحال شد و گل لبخند به صورت مباركش
نشست و رو به بستگان آن مرد كرد و فرمود:
خدا گناهان اين مرد را بخشيد.
و بعد از لحظاتى آن مرد جان به جان آفرين تسليم كرد.
امام صادق بعد از نقل اين جريان، فرمودند:
هرگاه به بالين كسى رفتيد كه در حال جان دادن است، اين دعا را براى او بخوانيد.
آرى، دعا مى‏تواند دواى هر دردى باشد، و در آن لحظه‏هاى جان دادن
بهترين راه براى كسب بخشش خداوند مى‏باشد.
بياييد با خود عهد كنيم كه هرگاه ديديم كسى در حال جان دادن است به
جاى گريه و زارى، اين دعا را براى او بخوانيم، مى‏خواهد آن شخص،
دوست و آشناى ما باشد يا يك فرد غريبه، به اميد آنكه افرادى پيدا شوند
كه در لحظه جان دادن ما، اين دعا را براى ما بخوانند.

تعداد بازديد: 84