یادداشت ها - پيش به سوى عرش الهى

پيامبر وارد عرش الهى مىشود.
نگاه پيامبر به ستونهاى عرش مىافتد و بر روى آن نوشتههايى مىبيند.
لا إلهَ الاّ اللّه
مُحَمدٌ رَسُولُ اللّه
عَليُّ بن أبي طالِبٍ أميرُ المُؤنين
آرى توحيد و نبوّت و امامت، بر ستونهاى عرش نوشته شده است.
پيامبر نگاهش به گوشهاى ديگر از عرش مىافتد.
حضرت على را مىبيند كه به نماز ايستاده است ! !
اى جبرئيل !
آيا على زودتر از من به عرش رسيده است؟
و جبرئيل جواب مىدهد:
نه، اى محمد !
اين حكايتى دارد !
خداوند، در بالاى عرش خود، مدح و ثناى على مىكرد و بر او، درود مىفرستاد !
و عرش خدا، اين مدح و ثنا و صلوات را مىشنيد.
اينجا بود كه عرش مشتاق شد تا اين على را ببيند.
آرى عرش، بى قرار على شده بود !
خدا، فرشتهاى را به شكل على خلق كرد تا عرش به او نظر كند وبه آرامش برسد.
اين فرشته دائما در حال عبادت است.
تا روز قيامت، ثواب عبادت او براى شيعيان او نوشته مىشود.
آنجا را نگاه كن !
آن فرشته را مىگويم كه همواره در حال شمردن و حساب كردن است.
جبرئيل او را مىشناسد براى همين به پيامبر مىگويد:
او فرشته باران است و از اول دنيا تا به حال، حساب همه قطرهاى باران را دارد.
پيامبر نزديك مىشود و به او مىگويد:
آيا تو تعداد قطرههاى بارانهايى كه از اول خلقت تا كنون باريده است مىدانى؟
و آن فرشته جواب مىدهد:
آرى، يا رسول اللّه، من حتى مىدانم كه چند قطره باران در دريا چكيده است و چند قطره در خشكى.
پيامبر از حافظه و دقّت اين فرشته تعجب مىكند.
و چون اين فرشته تعجب رسول خدا را مىبيند چنين مىگويد:
اى رسول خدا !
چيزى هست كه من با اين حافظه و حسابگرى قوى، نمىتوانم آن را محاسبه كنم !
هر گاه گروهى از امت تو جمع شوند و اسم تو را ببرند و بر تو صلوات بفرستند من نمىتوانم ثواب آن صلوات را حساب
كنم.
خوبِ من، تو هم اكنون بر پيامبر و خاندان پاكش، صلوات بفرست !
الّلهُمّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ.
تعداد بازديد: 60

