عکس روز

کتاب به باغ خدا برویم

کتاب به باغ خدا برویم

ورود به سایت

نام کاربری:
کلمه عبور:

عضویت در وب سایت

یادداشت ها - بيچارگى خود را نشان چه كسى بدهم؟

قسمتى از كتاب با من تماس بگیرید نوشته مهدی خدامیان - فصل 12

بيچارگى خود را نشان چه كسى بدهم؟بارها پيش آمده است كه در زندگى به شرايط سختى برخورد كرده‏اى به گونه‏اى كه اضطراب، تمام وجود
تو را فرا گرفته است.
ما براى رفع اضطراب و نگرانى چه بايد بكنيم؟
آيا مايل هستى دستور امام صادق را برايت نقل كنم؟
چقدر خوب است كه به اين دستور عمل كنى !
آيا مى‏دانى در آن لحظات، هيچ چيز مانند تواضع و فروتنى در درگاه خداوند، كارگشا نيست؟
برخيز، از اين زندگى ماشينى جدا شو، به جايى برو كه فقط زمين باشد و خاك !

آنگاه آستين خود را بالا بزن و به سجده برو !
سجده‏اى بر روى خاك تا آنجا كه بازو و زانوى تو هم خاك آلود شود.
بگذار كه خاك بر صورت و اعضاى بدن تو بنشيند و در آن حالت خدا را صدا بزن.
اين كار رحمت خداوند را به سوى تو مى‏كشاند و تو در سجده فكر مى‏كنى كه يك روز، بالأخره مرگ فرا
مى‏رسد و همين بدن تو ميان خاك قرار مى‏گيرد.
اكنون تو در سجده هستى و بوى خاك به مشامت مى‏رسد و آخرين سفر خود را (كه سفر قبر است) به ياد
مى‏آورى، براى همين است كه ديگر غم و غصه دنيا را فراموش مى‏كنى و مقدارى به فكر آخرت مى‏افتى و
سعى مى‏كنى براى سفر خود زاد و توشه‏اى فراهم كنى كه سفر بسيار نزديك است.

تعداد بازديد: 29