یادداشت ها - چون دوستت دارم، جوابت را نمىدهم

يك روز يكى از دوستان جوانم (كه هنوز ازدواج نكرده بود) به خانه ما آمد، و ديد كه پسر كوچكم مرا صدا مىزند
و مرا «بابا» خطاب مىكند اما من جواب او را نمىدهم.
او به من اعتراض كرد كه چرا جواب اين بچه را نمىدهى، حيفت نمىآيد كه اين بچه به اين قشنگى تو را صدا
مىزند و تو فقط به او نگاه مىكنى !
آيا شما مىدانيد من چه پاسخى به مهمان خود دادم؟
من با شنيدن صداى فرزندم، عشق مىكردم، در تمام دنيا، او تنها كسى بود كه مرا «بابا» خطاب مىكرد، اين براى
من خيلى لذتبخش بود.
وقتى من اين صدا را مىشنيدم به فكر فرو مىرفتم كه خدا چقدر به من نعمت داده است، خيلىها حاضرند همه دنيا
را بدهند و در عوض بچهاى داشته باشند كه آنها را «بابا» صدا بزند.
من با زبان بى زبانى به پسرم مىگفتم: باز هم صدايم بزن كه لذت و صفاى زندگى من همين صدا زدن توست.
من در آن لحظه كه جواب پسرم را نمىدادم، داشتم با او عشق بازى مىكردم.
البته در نهايت كودك خود را در آغوش گرفتم و اورا غرق بوسه كردم.
اما آن دوست من، چون هنوز بابا نشده بود، اين چيزها را درك نمىكرد، آرى بايد «بابا» بشوى تا بدانى كه چه
صفايى دارد.
خدايا به حقِ عزيزان خودت، به همه آنانى كه آرزو دارند فرزندى داشته باشند، فرزند صالح عنايت نما، آمين.
خوبِ من ! اگر خدا را صدا زدى و او جواب تو را كمى ديرتر داد ناراحت نباش !
در يكى از احاديث، چنين مىخوانيم:
وقتى بندهاى دعا مىكند و خالق خويش را صدا مىزند، خداوند مىگويد:
اين صدايى است كه دوست دارم بشنوم !
به راستى كه خدا هم براى خودش چه عالمى دارد !
خدا دعاى مومن را با تأخير، اجابت مىكند چون صداى او را دوست دارد و به شنيدن آن، شوق و اشتياق دارد.
اين صداى بنده اوست كه به آسمانها مىرسد، خداوند مىخواهد فرشتگان، صداى دلنواز بندهاش را بشنوند.
آرى، خدا چنين مىگويد:
بگذاريد اين صدا ادامه پيدا كند كه من عاشق اين صدا هستم !
بنده من دارد با من سخن مىگويد !
من جواب او را نمىدهم چون مىخواهم اين صدا را زياد بشنوم.
تعداد بازديد: 30

