احمد بَزَنطى مىخواهد ما را به مدينه ببرد.
مىدانم آرزوى ديدن اين شهر را به دل دارى، مدينه شهر آرزوهاست...
ديگر فاصله زيادى تا مدينه نداريم، بوى گل محمّدى مىآيد!
اينجا مدينه است و ما به مهمانى پدر مهربانىها آمدهايم.
السلام عليك يا رسول اللَّه!
به سوى حرم پيامبرصلى الله عليه وآله مىرويم، به كنار قبر پيامبرصلى الله عليه وآله مىرويم، سلام داده و راز دل خويش را مىگوييم.
بعد براى خواندن نماز زيارت به گوشهاى از مسجد مىرويم.
مىدانم دلت هواى قبرستان بقيع را كرده است، بيا با هم به زيارت چهار امام بقيع برويم.
بعد از زيارت، همراه احمد بَزَنطى وارد كوچههاى مدينه مىشويم.
به راستى احمد بَزَنطى مىخواهد ما را به كجا ببرد؟
از اين كوچه، به آن كوچه مىرويم، او درِ خانهاى مىايستد و در مىزند.
چرا اشك در چشمان احمد بَزَنطى، حلقه زده است!
اينجا خانه ماه روى زمين است، ما در كنار خانه امام جوادعليه السلام هستيم.
باور نمىكنم، ما مىخواهيم به ديدار امام نهم برويم.
خداى من! چه سعادتى!
وارد خانه مىشويم، خانهاى ساده و بى آلايش.
به خدمت امام مىرسيم، سلام مىكنيم و جواب مىشنويم.
خدايا، چگونه شكر تو را نمايم كه توفيق دادى خدمت امام خويش برسم.
اماما! مهربانا! همه هستى و وجودم به فداى شما باد!
عشق به شما تنها سرمايه قلب من است.
اكنون، احمد بَزَنطى از امام اجازه مىگيرد و سخن خويش را آغاز مىكند: «چند سال پيش، قبل از شهادت پدر بزرگوار شما، نامهاى از طرف آن حضرت به دستم رسيد، وقتى آن نامه را باز كردم، ديدم كه از من خواسته شده كه به شيعيان خبر بدهم كه زيارت امام رضاعليه السلام، ثواب هزار حج دارد، اكنون سؤال من اين است كه آيا واقعاً، زيارت قبر پدر بزرگوار شما، ثواب هزار حج دارد؟».
همسفرم! حتماً مىدانى كه اين سؤال احمد بَزَنطى، از روى شك و ترديد نيست، بلكه او مىخواهد اين مطلب را از زبانِ خود امام جوادعليه السلام بشنود.
احمد بَزَنطى به فكر آينده است، او مىداند گروهى پيدا خواهند شد و به اين نامه اشكال خواهند گرفت.
آنها خواهند گفت: از كجا معلوم كه اين نامه، واقعاً نامه امام رضاعليه السلام بوده است؟
آنها اشكال خواهند گرفت كه چطور مىشود امام رضاعليه السلام در مورد فضيلت زيارتِ خود، سخن بگويد؟ آخر وقتى امام رضاعليه السلام زنده است و قبرى ندارد چگونه مىشود كه در مورد فضيلت زيارت خود سخن بگويد؟
امروز احمد بَزَنطى مىخواهد جواب همه آن اشكالها را بدهد، او از كوفه به مدينه آمده است تا اين سخن را از امام جوادعليه السلام بشنود.
من در اينجا به هوش احمد بَزَنطى، آفرين مىگويم!
سكوت بر همه جا طنين افكنده است، همه ما منتظر جواب امام جوادعليه السلام هستيم.
آيا امام جوادعليه السلام اين نامه را تأييد خواهد كرد؟
گوش كن!
امام جوادعليه السلام رو به احمد بَزَنطى مىكند و مىفرمايد:
زيارت قبر پدر بزرگوارم، ثواب هزار حج دارد.
لبخند شادى بر صورت احمد بَزَنطى نقش مىبندد، او تصميم گرفته است تا اين پيام را به همه شيعيان برساند.
امّا هنوز سخن امام جوادعليه السلام تمام نشده است، آن حضرت مىخواهد سخن خود را كامل كند.
اين بار، امام جوادعليه السلام در ابتداى سخن خود، قسم مىخورد.
همه ما اعتقاد به عصمت امام جوادعليه السلام داريم، معصوم كه هيچ گاه دروغ نمىگويد، پس چرا آن حضرت در ابتداى سخن خود قسم مىخورد؟
من فكر مىكنم كه امام جوادعليه السلام مىخواهد اين گونه، اهميّت سخن خود را براى ما بيان كند.
گوش كن! اين سخن امام جوادعليه السلام است:
به خدا قسم! هر كس با معرفت و شناخت، قبر پدرم را زيارت كند، خدا به او ثواب يك ميليون حج مىدهد.
آرى، درست شنيدهاى، يك ميليون حج!
به راستى كه خدا چقدر امام رضاعليه السلام را دوست دارد كه زيارت قبر او را، يك ميليون برابر حج، قبول مى كند.
نگاه كن!
احمد بَزَنطى دارد اشك مىريزد، اين گريه شوق است!
او به فكر يك تصميم مهمّ است، او مىخواهد از همين جا به خراسان سفر كند و زائر قبر امام رضاعليه السلام شود.
آيا تو با او همسفر مىشوى؟
اكنون كه مىدانى اين حديث، حديث صحيح و معتبرى است و تمام كسانى كه آن را نقل كردهاند افرادى مورد اعتماد بودهاند، چه نتيجهاى مىگيرى؟
من مىخواهم با نويسنده كتاب «زيارات قبور، بين حقيقت و خرافات»، قدرى سخن بگويم:
تو اين حديث را در كتاب خود ذكر كرده و آن را حديث ضعيف شمردى؟
اين سخن توست كه گفتى: «تمام ثوابهايى كه براى تشويق به زيارت از طرف علماى شيعه در كتابها ذكر شده است از طرف دروغگويان و افراد بى دين و مفسد، جعل و وضع شده است».
پس چطور شد كه افرادى كه اين حديث را نقل كردهاند، همه، انسانهاى بزرگ و شايستهاى بودند؟
آيا تو هنوز هم بر ادّعاى خود باقى هستى؟
آيا تو شيخ صدوق و ابن وليد را دروغگو مىشمارى؟
آيا احمد اَشعَرى كه با حديث ضعيف مبارزه مىكرده است و اين حديث را نقل كرده است، دروغگو بوده است؟
آيا احمد بَزَنطى كه امام رضاعليه السلام به او علاقه زيادى داشته است، دروغگو بوده است؟
آيا اين درست است كه بدون تحقيق، ادّعايى به اين بزرگى كنى و به علماى بزرگ شيعه اين چنين جسارت كنى!
تو همه كسانى كه منادى زيارت قبور امامان معصومعليهم السلام بودند را بىدين و مفسد معرّفى كردى! آيا از خدا نترسيدى كه چنين سخن گفتى؟
من در اين كتاب، فقط يك حديث را مورد بررسى قرار دادم و دروغ بودن سخن تو را ثابت كردم.
در اوّلين فرصت، احاديث ديگر را هم مورد بررسى و تحقيق قرار مىدهم تا جوانان بدانند كه احاديث صحيح زيادى در فضيلت زيارت همه امامان (و مخصوصاً در فضيلت زيارت امام حسين و امام رضاعليهما السلام) به ما رسيده است.
و در پايان،
سلامى به مولاى خود مىدهيم و اين چنين مىگوييم:
تو آن چشمه آسمان هستى كه پرسشهاى تشنگى ما را، هم آبى و هم جوابى!
دير وقتى است كه دل ما، همچون كبوتران حرمت، اسير گندمهاى محبّت توست.
هر روز به شوق تكرار خاطره تو و آهو، آهوى دل ما رميده مىشود و دوان دوان، زير سايه مهر تو مىآيد و مأوا مىگيرد.
اى كه زيارت حرم تو، صبح جاودان قلب ماست،
و از بهشت، لذّت ديدارِ روى ماه تو، ما را كافى است.
تاریخ ارسال: 1390/3/4
تعداد بازدید: 247