چه خبر شده است؟
چرا عرش خدا به لرزه در آمده است؟
چرا اين همه فرشته از آسمان به زمين مىآيند.
فكر مىكنم تعدا آنها نود هزار فرشته باشد.
آن طرف را نگاه كن ! فرشتگان به آن سمت مىروند.
بيا ما هم آنجا برويم ببينيم چه خبر است؟
پيامبر مىخواهد بر جنازهاى نماز بخواند و اين فرشتگان براى خواندنِ نماز ميّت آمدهاند.
«سعد بن معاذ» از دنيا رفته است.
حالا معلوم شد كه اين همه فرشته به احترام او آمدهاند.
چرا رسول خدا پابرهنه شده است؟
او مىخواهد با پاى برهنه در اين مراسم حضور پيدا كند.
معلوم مىشود سعد، آدم خيلى خوبى بوده كه پيامبر بدون عبا و با پاى برهنه در تشييع جنازه او شركت مىكند.
اين سعد چه مقامى داشته كه عرش خدا در مرگ او به لرزه در آمده است؟
خوشا به حالت اى سعد!
من تا به حال نشنيدهام كه رسول خدا اين طورى احترام جنازهاى را بگيرد.
پيامبر گاه سمت راست جنازه را مىگيرد و گاه به سمت چپ جنازه مىرود.
بيا علت اين كار را از پيامبر سؤال كنيم.
آن حضرت چنين جواب مىدهد:
دست من در دست جبرئيل است، هر كجا كه جبرئيل مىرود، من نيز همراه او مىروم!
پيكر سعد را نزديك قبر مىبرند.
پيامبر وارد قبر مىشود و جنازه سعد را داخل قبر مىگذارد و سنگ لحد را مىچيند و قبر سعد را مىپوشاند.
به راستى چه كسى تا به حال، سعادت داشته است كه پيامبر پيكر او را داخل قبر بگذارد؟
آن خانم را نگاه كن كه آرام آرام كنار قبر پسرش مىآيد.
او مادر سعد است.
همه كنار مىروند و او مىآيد و كنار قبر پسرش سعد مىنشيند.
او با چشم خود ديده است كه پيامبر در تشييع جنازه پسرش سنگ تمام گذاشته است و براى همين بىاختيار مىگويد:
پسرم، بهشت گوارايت باد!
اما پيامبر به مادر سعد مىگويد:
مادر سعد ! صبر كن!
و آنگاه نگاهى به آسمان مىكند.
چه خبر شده است؟
پيامبر دارد زمزمهاى مىكند.
گوش كن!
خدايا ! آيا مثل سعد بايد فشار قبر ببيند؟
بعد رو به مادر سعد مىكند و مىگويد:
الآن، سعد فشار قبر دارد.
به راستى، چه شده است؟
سعد و فشار قبر؟ چرا بايد سعد با آن مقام اين گونه فشار قبر ببيند؟
آيا موافقى اين سؤال را از پيامبر بپرسيم؟
جواب پيامبر اين است:
سعد با خانوادهاش بد اخلاق بود و اين فشار قبر به خاطر آن بود.
آرى، درست است كه سعد، مقام بزرگى نزد پيامبر داشت اما همه كارهاى خدا روى حساب و كتاب است!
سعد همه خوبىها را داشت ولى با همسر خود بد اخلاق بود و براى همين بايد فشار قبر ببيند.
ما بايد خيلى مواظب باشيم كه مبادا با بد اخلاقى در خانه به سرنوشتى دچار شويم كه سعد گرفتار شد
تاریخ ارسال: 1390/2/31
تعداد بازدید: 137