1390/3/4
اگر ياران وفا دارى داشتم
اقامت امام در مدائن، چهل روز طول كشيده است و امروز او تصميم مىگيرد تا به سوى كوفه حركت كند . او نامهاى براى قَيس و يارانش كه در مَسْكِن [ شمال بغداد ] اردو…
1390/3/4
شمشيرها و نيزهها را به مسجد بياوريد
بعد از چند روز، معاويه به داخل شهر كوفه مىآيد تا در مسجد كوفه مراسم بيعت برگزار شود . قرار بر اين شده است كه همه مردم به مسجد بيايند و با او بيعت كنند . معاويه…
1390/3/4
در اوج مردانگى
اكنون همه مردم با معاويه بيعت كردهاند، او سرمست پيروزى ظاهرى خود مىباشد براى همين به بالاى منبر مىرود و با غرور خاصّى اين چنين مىگويد : اى مردم كوفه…
1390/3/4
كاش پيش از اين مرده بودى!
هنوز مسجد پر از هياهو و آشوب است، ترس، تمام وجود معاويه را فرا گرفته است . آيا حُجْر [ بن عَدى ] را مىشناسى ؟ او يكى از بهترين ياران حضرت علىعليه السلام مىباشد…
1390/3/4
هر كس مرا مىشناسد كه مىشناسد
معاويه براى شهرهاى مختلف، حاكم معيّن مىكند و اكنون تصميم دارد تا به شام برگردد . او قبل از سفر خود دستور مىدهد تا همه مردم كوفه به مسجد بيايند . مسجد…
1390/3/4
به سوى مدينه مىرويم
معاويه يكى از نيروهاى خود را به عنوان امير كوفه معيّن مىكند و خودش به سوى شام حركت مىكند . اكنون، امام حسنعليه السلام تصميم مىگيرد تا به مدينه بر گردد،…
1390/3/4
فصل اول كتاب فرياد مهتاب
اين كتاب مىخواهد تو را به سفرى هفتاد و پنج روزه ببرد ، مىدانم كه مىخواهى بدانى كه اين سفر به كجا خواهد بود و چرا هفتاد و پنج روز است . حتماً شنيدهاى كه…
1390/3/4
فصل دوم كتاب فرياد مهتاب
حتماً تو هم مثل من با ديدن اين صحنهها خيلى تعجّب مىكنى . من نزديك يكى از اين مردم مىروم ، و به او چنين مىگويم: - مگر در غدير خُمّ ، پيامبر ، علىعليه…
1390/3/4
فصل سوم كتاب فرياد مهتاب
تمام افراد قبيله اوس با ابوبكر بيعت كردهاند . آيا به ياد دارى اوّلين كسى كه با ابوبكر بيعت كرد كه بود ؟ آرى ، بشير را مىگويم ، او كه يكى از بزرگان قبيله…
1390/3/4
فصل چهارم كتاب فرياد مهتاب
علىعليه السلام با گروهى از ياران خود داخل خانه نشستهاند كه ناگهان سر و صداى جمعيّت زيادى به گوش آنها مىرسد. آرى ، عُمَر با هواداران خود آمده است . درِ خانه به…
1390/3/4
فصل پنجم فرياد مهتاب
عدّه زيادى از هواداران خليفه وارد خانه مىشوند ، و به سراغ علىعليه السلام مىروند . جمعيّت آنها بسيار زياد است ، آنها با شمشيرهاى برهنه آمدهاند ، علىعليه…
1390/3/4
فصل ششم فرياد مهتاب
آقاى نويسنده ، براى من گفتى كه فاطمهعليها السلام ساليانه هفتاد هزار دينار درآمد دارد ، امّا نگفتى چگونه و از كجا ؟ خوب ، اين سؤال شما بود ، ولى سؤال من…
1390/3/4
فصل هفتم كتاب فرياد مهتاب
- آقاى نويسنده ، بلند شو ، چقدر مىخوابى ؟ صداىِ اذان صبح مىآيد . - من خيلى خستهام ، ديشب تا دير وقت ، مشغول نوشتن بودم. - ما بايد به مسجد برويم ، مگر يادت…
1390/3/4
فصل هشتم كتاب فرياد مهتاب
فاطمهعليها السلام ديگر از اين مردم خسته شده است ، اين مردم به سخنان او گوش نكردند و دشمن او را يارى كردند. آنها علىعليه السلام را خانه نشين كردند ، فرزند او ، محسنعليه…
1390/3/4
فصل آخر كتاب فرياد مهتاب
* * * هوا تاريك شده است و مردم مدينه در خواب هستند . امّا امشب در خانه علىعليه السلام ، همه بيدار هستند . علىعليه السلام و سَلمى…
1390/3/4
فصل اول كتاب شكوه بازگشت
امروز، دوازدهم محرّم است و كاروان به سوى كوفه مىرود. عمرسعد اسيران را بر شترهاى بدون كجاوه سوار نموده است و آنها را همانند اسيرانِ كفّار حركت مىدهد. آفتاب…
1390/3/4
فصل دوم كتاب شكوه بازگشت
نامهاى از طرف يزيد به كوفه مىرسد. او فرمان داده است تا ابنزياد اسيران را به سوى شام بفرستد. او مىخواهد در شام جشن بزرگى بر پا كند و پيروزى خود را به رخ…
1390/3/4
فصل آخر كتاب شكوه بازگشت
به يزيد خبر مىرسد كه بعضى از مردم شام با ديدن كاروان اسيران و آگاهى به برخى از واقعيتها، نظرشان در مورد او عوض شده و در پى آن هستند كه واقعيت را بفهمند. پس زمان…
1390/3/4
فصل اول كتاب طوفان سرخ
اَبو ثُمامه نگاهى به آسمان مىكند. خورشيد به ميانه آسمان رسيده است. بدين ترتيب آخرين دقايق راز و نياز با خداوند نزديك مىگردد. او نزد امام مىرود. لبهاى خشك…
1390/3/4
فصل دوم كتاب طوفان سرخ
امام حسينعليه السلام به ياران خود كه در خاك و خون غلتيدهاند نگاهى مىكند و اشك ماتم مىريزد. همه آنها با هم عهد بسته بودند كه تا يكى از آنها زندهاند،…