1390/3/4

فصل آخر كتاب طوفان سرخ

  همه هستى تو، عموى تو، تنهاى تنهاست. او ديگر هيچ يار و ياور ندارد.  دشمنان همه صف كشيده‏اند تا جانش را بگيرند.  عبداللَّه! اى پسر امام حسن‏عليه السلام! نگاه كن!…

1390/3/4

فصل اول كتاب پروانه هاي عاشق

   اللَّه اكبر، اللَّه اكبر!  صداى اذان صبح در دشت كربلا طنين‏انداز مى‏شود. امام حسين‏عليه السلام همراه ياران خود به نماز مى‏ايستد.  نماز تمام مى‏شود…

1390/3/4

فصل دوم كتاب پروانه هاي عاشق

عمرسعد به نيروهاى خود نگاه مى‏كند. بسيارى از آنها سرشان را پايين انداخته‏اند. اكنون وجدان آنها بيدار شده و از خود مى‏پرسند: به راستى، ما مى‏خواهيم چه كنيم؟ مگر…

1390/3/4

فصل آخر كتاب پروانه هاي عاشق

از آغاز حمله و تيرباران دسته‏جمعى ساعتى مى‏گذرد. اكنون نوبت جنگ تن به تن و فداكارى ديگر ياران مى‏رسد. آيا مى‏دانى كه شعار ياران امام چيست؟  شعار آنها «يا محمّد»…

1390/3/4

فصل اول كتاب شب رويايي

 نيمه‏هاى شبِ است. صحراى كربلا در سكوت است و لشكر كوفه در خواب هستند.  آنجا را نگاه كن! سه نفر به اين طرف مى‏آيند. خدايا، آنها چه كسانى هستند؟  او وَهَب است كه…

1390/3/4

فصل دوم كتب شب رويايي

      امشب، شب نهم محرّم (شب تاسوعا) است و شب از نيمه گذشته است.  امام حسين‏عليه السلام با عبّاس و على اكبر و هجده تن ديگر از يارانش، به محلّ ملاقات مى‏روند.…

1390/3/4

فصل آخر كتاب شب رويايي

فضاى خيمه پر از گريه است. اشك به هيچ كس امان نمى‏دهد و بوى عطر وفادارى همه را مدهوش كرده است.     عبّاس برمى‏خيزد. صدايش مى‏لرزد و گويى خيلى گريه كرده است. او…

1390/3/4

فصل اول كتاب درياي عطش

   امروز پنجشنبه دوم محرّم است و آفتاب سوزان صحرا بر همه جا مى‏تابد. سربازان حُرّ خسته شده‏اند و اصرار مى‏كنند تا فرمانده آنها امام را دستگير كند و نزد ابن‏زياد…

1390/3/4

فصل دوم كتاب درياي عطش

آقاى نويسنده، نگاه كن! عمرسعد از قصر بيرون مى‏رود. بيا ما هم همراه عمرسعد برويم و ببينيم كه او مى‏خواهد چه كند.  - صبر كن، من اين‏جا كارى دارم.  - چه كارى؟   …

1390/3/4

فصل آخر كتاب درياي عطش

ابن‏زياد لحظه به لحظه از فرماندهان خود، در مورد حضور نيروهاى مردمى در اردوگاه خبر مى‏گيرد.  هدف ابن‏زياد تشكيل يك لشكر سى هزار نفرى است و تا اين هدف فاصله زيادى…

1390/3/4

فصل اول كتاب راه آسمان

كيستيد و از كجا مى‏آييد؟  - ما از بصره آمده‏ايم و مى‏خواهيم به مكّه برويم.  - سفر به خير.  - آيا شما از امام حسين‏عليه السلام خبرى داريد. ما براى يارى او اين…

1390/3/4

فصل دوم كتاب راه آسمان

   غروب روز دوازدهم ذى الحجّه است. ما چهار روز است كه در راه هستيم. اين چهار روز را شتابان آمده‏ايم. افراد كاروان خسته شده و نياز به استراحت دارند.  اكنون به حد…

1390/3/4

فصل سوم كتاب راه آسمان

   اكنون غروب روز سه شنبه، بيست و دوم ذى الحجّه است و كاروان حسينى در منزلگاه «ثَعْلبيّه» منزل كرده است. اين‏جا بيابانى خشك است و فقط يك چاه آب براى مسافران…

1390/3/4

فصل آخر راه آسمان

   ما آماده حركت هستيم. امّا نه به سوى كوفه و نه به سوى مدينه. پس به كجا؟ خدا مى‏داند.   ما قرار است راه بيابان را پيش گيريم تا ببينيم چه مى‏شود.  امام قبل…

1390/3/4

مقدمه كتب هفت شهر عشق

انتخاب كنيد: 1 - لينك كتاب گويا - هفت شهر عشق - طوفان سرخ - نسخه كم حجم   مخصوص وب و گوشي همراه   2- لينك فايل PDF كتاب هفت شهر عشق هر سال با فرا رسيدن ماه محرّم، مادرم لباس…

1390/3/4

فصل اول نواي كاروان

دوست من، سلام! از اينكه اين كتاب را در دست گرفته‏اى خيلى خوشحالم.  من و تو مى‏خواهيم ريشه‏هاى قيام امام حسين‏عليه السلام را بررسى كنيم. پس براى دسترسى به اطلاعات…

1390/3/4

فصل دوم نواي كاروان

بسم اللَّه الرحمن الرحيم».  امام حسين‏عليه السلام مى‏خواهد از مسجد بيرون برود. خوب است همراه ايشان برويم.  امام در جايى مى‏نشيند و دست روى خاك مى‏گذارد…

1390/3/4

فصل سوم نواي كاروان

   اكنون مكّه، يك امير دارد آن هم امام حسين‏عليه السلام است.  امام براى قيام عليه يزيد، به مكّه آمده است. افرادى كه براى انجام عمره به مكّه آمده‏اند، وقتى به…

1390/3/4

فصل آخر نواي كاروان

 مردم مكّه همه در تعجّب‏اند كه چرا امام با اين عجله، مكّه را ترك مى‏كند؟ چرا او در اين شهر نمى‏ماند؟   در اين‏جا كه هيچ خطرى او را تهديد نمى‏كند. اين‏جا…

1390/3/3

مقدمه كتاب راز خشنو دي خدا

    آيا دوست داريد كه به راز خشنودى خداوند پى ببريد؟  به راستى بهترين راه براى اين كه ما بتوانيم خدا را خوشنود كنيم چيست؟     آرى، براى اينكه بتوانيم خدا…