1390/3/1
مقدمه كتاب داستان ظهور - مهدي خداميان
يار ما سفر كرده بود، من منتظر بودم، تو منتظر بودى، او هم منتظر! همه در انتظار آمدن بهار بودند و براى ديدن آن، لحظهشمارى مىكردند. و من قلم در دست گرفتم؛ يك سال،…
1390/3/1
ماه مكّه به سوى كعبه مىآيد
چرا اين كتاب را در دست گرفتهاى و با چه انگيزهاى اين كتاب را مطالعه مىكنى؟ هيچ مىدانى من مىخواهم تو را به سفرى دور و دراز ببرم؟ همسفر خوب من !…
1390/3/1
سيّد محمّد شهيد مىشود
امروز، روز بيست و پنجم «ذى الحجّه» است. ما تا زمان ظهور، پانزده روز فرصت داريم. همسفر خوبم! آيا موافقى كه با هم به اطراف كوه «ذى طُوى» برويم. حتماً…
1390/3/1
خانه آباد كجاست؟
اينجا مكّه است، شب نهم «محرّم»، شب تاسوعا. جهان تشيّع عزادار امام حسينعليه السلام و برادر با وفايش عباسعليه السلام است. قرار است اجازه…
1390/3/1
سيصد و سيزده نفر از راه مىرسند
اگر دقّت كنى مىبينى كه تمام مردم مكّه در مورد مطلب مهمّى با هم سخن مىگويند. آيا مىخواهى تو هم از سخن آنها باخبر شوى؟ ديشب، سيصد وسيزده جوان وارد…
1390/3/1
پرچمى كه سخن مىگويد
شب عاشوراست و فردا روز ظهور امام زمان! امشب، پايان روزگار غيبت رقم مىخورد. شهر مكّه در تاريكى فرو رفته استّ امّا كنار كعبه نورانى است. امشب كسى به مسجد …
1390/3/1
شمشيرى كه كوه را متلاشى مىكند
نزديك اذان صبح است و همه ياران امام زمان، براى خواندن نماز آماده مىشوند. نماز برپا مىشود. نسيم مىوزد. وقت مناجات با خداى مهربان است. بعد از…
كنار كعبه چه خبر است؟
حالا ديگر آفتاب بالا آمده است، مردم مكّه متوجّه مىشوند كه در مسجد الحرام خبرهايى است. آنها از يكديگر سؤال مىكنند: اين كيست كه در كنار كعبه ايستاده است و گروهى…
صداى شيطان به گوش مىرسد
مدّتى است مردم دنيا صداى جبرئيل و نداى او را شنيدهاند. دلهاى آنها به سوى امامِ خوبىها متوجّه شده و همه دوست دارند امام را ببينند. درست است كه كوفه و مدينه…
1390/3/1
لشكرى كه در دل زمين فرو مىرود
امشب، شب چهاردهم «مُحرّم» است و آسمان شهر مكه مهتابى است. چهار شب از ظهور امام زمان مىگذرد و در شهر مكّه آرامش برقرار است، البته همچنان بيرون شهر سپاه…
لشكر ده هزار نفرى مىآيد
مردم مكّه بعد از اينكه خبر نابودى سپاه سفيانى را مىشنوند خيلى مىترسند و براى همين شهر آرام مىشود و ديگر كسى به فكر دشمنى با امام نيست. پايتخت حكومت جهانى…
1390/3/1
شيران بيشه ايمان مىآيند
كم كم لشكر ده هزار نفرى كامل مىشود. آنها با يكديگر بسيار مهربان هستند گويى كه همه با هم برادرند. همسفرم! آيا اجازه مىدهى من در مورد ويژگى افراد اين لشكر سخن…
1390/3/1
لباس ضدّ آتش و عصاى شگفت انگيز
اكنون همه سربازان و ياران امام در مكّه جمع شدهاند. آنها آمدهاند تا جان خود را فداى امام كنند. امام لباس رزم بر تن كرده و آماده حركت به سوى مدينه شده است.…
1390/3/1
هزاران فرشته به كمك آمده اند
نگاه كن! ياران امام زمان با چه نظمى زيبا ايستادهاند و منتظرند تا دستور حركت داده شود. آن جوان را مىبينى كه در جلو لشكر، پرچمى نورانى در دست دارد؟ آيا او…
1390/3/1
آنانى كه بار ديگر زنده شدهاند
همه منتظرند تا فرمان حركت صادر شود، لشكر به گروههايى منظّم تقسيم شده است. در اين ميان متوجّه يك گروه هفت نفرى مىشوم. جلو مىروم و از يكى از آنها مىخواهم…
1390/3/1
شعار لشكر امام زمان چيست؟
امام زمان برنامه لشكر خود را معيّن نموده است، اوّلين هدف اين لشكر، رهايى شهر مدينه از دست طاغوت است. درست است كه سيصد هزار نفر از سپاه سفيانى در بيابان «بَيْدا»…
1390/3/1
بانوانى كه پرستارى مىكنند
گروهى از بانوان، در كمال حيا و عفّت، لشكر امام زمان را همراهى مىكنند. سؤال مىكنى: اين لشكر براى جنگ مىرود، پس اين بانوان كجا مىروند؟ آيا شنيدهاى…
1390/3/1
آن سنگ بزرگ را بياوريد !
امام يكى از ياران نزديك خود را به عنوان فرماندار مكّه و جانشين خود معيّن مىنمايد و دستور حركت به سوى مدينه را صادر مىكند. لشكر به سمت مدينه به پيش مىرود.…
1390/3/1
لشكر به سوى مكّه باز مىگردد
ما هنوز از شهر مكّه فاصله زيادى نگرفتهايم كه خبر ناگوارى از آن شهر به ما مىرسد. به امام خبر مىرسد مردم مكّه شورش و انقلاب كردهاند و فرماندار شهر را به…
انتقام از دشمنان مهتاب
لشكر امام زمان به مدينه، شهر پيامبرصلى الله عليه وآله وسلم نزديك مىشود. اگر چه تعداد زيادى از سپاه سفيانى، در سرزمين «بَيْدا» هلاك شدند؛ امّا هنوز گروهى…