1390/3/4
فصل اول كتاب فرياد مهتاب
اين كتاب مىخواهد تو را به سفرى هفتاد و پنج روزه ببرد ، مىدانم كه مىخواهى بدانى كه اين سفر به كجا خواهد بود و چرا هفتاد و پنج روز است . حتماً شنيدهاى كه…
1390/3/4
فصل دوم كتاب فرياد مهتاب
حتماً تو هم مثل من با ديدن اين صحنهها خيلى تعجّب مىكنى . من نزديك يكى از اين مردم مىروم ، و به او چنين مىگويم: - مگر در غدير خُمّ ، پيامبر ، علىعليه…
1390/3/4
فصل سوم كتاب فرياد مهتاب
تمام افراد قبيله اوس با ابوبكر بيعت كردهاند . آيا به ياد دارى اوّلين كسى كه با ابوبكر بيعت كرد كه بود ؟ آرى ، بشير را مىگويم ، او كه يكى از بزرگان قبيله…
1390/3/4
فصل چهارم كتاب فرياد مهتاب
علىعليه السلام با گروهى از ياران خود داخل خانه نشستهاند كه ناگهان سر و صداى جمعيّت زيادى به گوش آنها مىرسد. آرى ، عُمَر با هواداران خود آمده است . درِ خانه به…
1390/3/4
فصل پنجم فرياد مهتاب
عدّه زيادى از هواداران خليفه وارد خانه مىشوند ، و به سراغ علىعليه السلام مىروند . جمعيّت آنها بسيار زياد است ، آنها با شمشيرهاى برهنه آمدهاند ، علىعليه…
1390/3/4
فصل ششم فرياد مهتاب
آقاى نويسنده ، براى من گفتى كه فاطمهعليها السلام ساليانه هفتاد هزار دينار درآمد دارد ، امّا نگفتى چگونه و از كجا ؟ خوب ، اين سؤال شما بود ، ولى سؤال من…
1390/3/4
فصل هفتم كتاب فرياد مهتاب
- آقاى نويسنده ، بلند شو ، چقدر مىخوابى ؟ صداىِ اذان صبح مىآيد . - من خيلى خستهام ، ديشب تا دير وقت ، مشغول نوشتن بودم. - ما بايد به مسجد برويم ، مگر يادت…
1390/3/4
فصل هشتم كتاب فرياد مهتاب
فاطمهعليها السلام ديگر از اين مردم خسته شده است ، اين مردم به سخنان او گوش نكردند و دشمن او را يارى كردند. آنها علىعليه السلام را خانه نشين كردند ، فرزند او ، محسنعليه…
1390/3/4
فصل آخر كتاب فرياد مهتاب
* * * هوا تاريك شده است و مردم مدينه در خواب هستند . امّا امشب در خانه علىعليه السلام ، همه بيدار هستند . علىعليه السلام و سَلمى…